یکی از ایراداتی که به عرضه محصولات کارخانه های بزرگی مانند فولاد مبارکه وارد بود، عرضه با قیمت دستوری در بورس کالا بود که آسیب های جدی ای به بازار وارد می کرد. این موضوع باعث شده بود که اختلاف قیمت بورس کالا و بازار آهن تا اندازه قابل توجهی بالا رفته و این مساله شرایط سو استفاده را برای خیلی از سودجویان بازار ایجاد کرده بود.
هر چند بالا گرفتن اختلاف نظر ها در این دوره باعث شد که این اقدامات دستاورد خاصی نداشته باشد. اولین اقدامات عملی در این خصوص در پایان سال 1403 انجام شد. در این تصمیم گرفته شد که نسبت معامله به عرضه دوره قبلی، در قیمت عرضه فعلی تاثیر بگذارد. در ادامه این تغییرات در فرمول قیمت گذاری، ضرایب قیمتی نسبت به شمش فولادی و قیمت صادراتی محصول تعیین می شود.
به طور کلی می توان این تغییرات را آخرین مرحله از فرآیند چند ساله باز طراحی قیمت گذاری در بازار فولاد است. اما تاثیراتی که می تواند روی بازار و قیمت آهن آلات، بخصوص در کوتاه مدت ایجاد می شود، مساله ای مهم برای خیلی از فعالان بازار خواهد بود. در ادامه با بررسی هدف اصلی این تغییرات و نحوه انجام کار، در مورد سناریوهایی که بازار آهن می تواند با آنها مواجه شود، صحبت خواهیم کرد.
روش قیمت گذاری در بورس کالا چه تغییری داشته است؟
بورس کالای ایران با ابلاغیه های جدید، ساختار تعیین قیمت پایه محصولات فولادی را تغییر داده و از مدل مبتنی بر ضرایب ثابت و فرمول های سنتی به سمت مدلی حرکت کرده که در آن قیمت های جهانی، میزان عرضه و تقاضا و عملکرد واقعی معاملات نقش بیشتری دارند. در روش جدید، قیمت هر محصول دیگر صرفا با یک ضریب مشخص نسبت به محصول بالادستی تعیین نمی شود، بلکه شرایط بازار نیز وارد فرآیند قیمت گذاری شده است. هدف اصلی این تغییر، نزدیک تر شدن قیمت های داخلی به واقعیت بازار جهانی و ایجاد شفافیت بیشتر در زنجیره فولاد عنوان می شود.
در این مدل جدید، بورس کالا همچنان نقش تنظیم گر خود را حفظ کرده و با تعیین کف و سقف های قیمتی، اجازه نوسان شدید یا برهم خوردن تعادل زنجیره را نمی دهد. به این ترتیب، نه با آزادسازی کامل قیمت ها مواجه هستیم و نه ادامه همان سیستم قبلی؛ بلکه یک مدل ترکیبی ایجاد شده که در آن سیگنال های بازار در کنار محدودیت های کنترلی، قیمت پایه را تعیین می کنند. مهم ترین تغییراتی که در روش جدید قیمت گذاری بورس کالا شاهد بوده ایم، از این قرارند:
تغییرات قیمت شمش بلوم، آهن اسفنجی، گندله و کنسانتره
در مورد این محصولات که عمدتا مواد اولیه تولید مقاطع فولادی هستند، قیمت پایه بر اساس عملکرد عرضه قبلی تعدیل می شود؛ یعنی میزان فروش در بورس کالا تعیین می کند قیمت هفته بعد افزایش، تثبیت یا کاهش یابد. تغییر قیمت ها در مورد این مواد به شرح جدول زیر اعلام شده است:
|
میزان معامله نسبت به عرضه |
تعدیل قیمت پایه در عرضه بعدی |
مفهوم |
|
بیش از ۶۰٪ عرضه |
افزایش ۲٪ قیمت پایه |
نشان دهنده تقاضای قوی و استقبال بالای بازار از محصول |
|
۳۰٪ تا ۶۰٪ عرضه |
افزایش ۱٪ قیمت پایه |
بازار دارای تقاضای مناسب است و امکان رشد محدود قیمت وجود دارد |
|
۱۰٪ تا ۳۰٪ عرضه |
بدون تغییر قیمت پایه |
تعادل نسبی بین عرضه و تقاضا، بدون سیگنال افزایشی یا کاهشی |
|
کمتر از ۱۰٪ عرضه |
کاهش ۱٪ قیمت پایه |
ضعف تقاضا و عدم استقبال بازار از عرضه |
|
بدون معامله |
کاهش ۲٪ قیمت پایه |
نبود تقاضا و ضرورت اصلاح قیمت برای عرضه بعدی |
در این مدل میزان موفقیت معاملات برای یک محصول، به عنوان یک سیگنال افزایش قیمت تلقی شده و محصولاتی که با استقبال بیشتری مواجه می شوند، در هفته آینده افزایش قیمت را تجربه خواهند کرد. همینطور محصولاتی که بدون مشتری بمانند در معاملات هفته آینده با قیمت پایین تری عرضه خواهند شد. این مساله کمک خواهد کرد که رفتار واقعی بازار در قیمت های بورس کالا نیز منعکس شود و به دنبال آن قیمت میلگرد و تیرآهن و سایر مقاطع ساختمانی را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
فرمول تعیین قیمت اسلب
در روش جدید قیمت گذاری بورس کالا، قیمت پایه تختال دیگر به صورت مستقل و بر اساس یک ضریب ثابت داخلی تعیین نمی شود، بلکه به قیمت های جهانی زنجیره فولاد متصل شده است. بر اساس فرمول جدید، قیمت پایه اسلب از نسبت قیمت جهانی تختال به شمش بلوم و آخرین قیمت کشف شده شمش بلوم در بورس کالا محاسبه می شود. با این حال، بورس کالا برای جلوگیری از افت بیش از حد قیمت این محصول، یک کف قیمتی تعیین کرده است؛ به طوری که قیمت پایه تختال نمی تواند کمتر از ۱۰۴ درصد قیمت شمش بلوم باشد. این تغییر باعث می شود فاصله ارزشی اسلب نسبت به شمش حفظ شود و در شرایطی که بازار جهانی یا قیمت شمش افزایش پیدا کند، قیمت پایه تختال نیز متناسب با آن تعدیل شود.

قیمت گذاری جدید ورق سرد
قیمت گذاری ورق سرد نیز از مدل قبلی فاصله گرفته و به جای استفاده از یک ضریب ثابت، بر اساس رابطه قیمتی این محصول با ورق گرم در بازار جهانی تعیین خواهد شد. طبق فرمول جدید، قیمت پایه ورق سرد از قیمت ورق سیاه فولاد مبارکه و نسبت قیمت جهانی ورق سرد به ورق گرم محاسبه می شود؛ اما بورس کالا یک حداقل فاصله قیمتی برای آن در نظر گرفته و اجازه نمی دهد قیمت پایه ورق سرد کمتر از ۱۲۲ درصد قیمت ورق گرم باشد.
هدف از این تغییر، حفظ ارزش افزوده فرآیند نورد سرد، جلوگیری از کاهش شدید فاصله قیمتی میان ورق گرم و سرد و نزدیک تر کردن قیمت داخلی به شرایط بازار جهانی عنوان شده است؛ هرچند این ساز و کار در صورت رشد قیمت ورق گرم یا افزایش هزینه های تولید می تواند فشار افزایشی روی قیمت ورق سرد ایجاد کند و شاهد افزایش قیمت ورق گالوانیزه، روغنی، رنگی و محصولاتی از این دست باشیم
قیمت گذاری جدید بورس کالا چه آینده ای برای فولاد رقم می زند؟
هر چند تغییرات اخیر بورس کالا بخشی از یک اصلاح گسترده در ساز و کار قیمت گذاری زنجیره فولاد است؛ اما، به معنای آزادسازی کامل قیمت فولاد نیست! بورس کالا همچنان با تعیین کف و سقف های قیمتی، محدودیت هایی برای کنترل بازار ایجاد کرده است؛ از جمله کف قیمتی برای اسلب و ورق سرد، سقف نسبت قیمت محصولات بالادستی به شمش و محدودیت بر اساس ارزش صادراتی.

از این رو مدل جدید را می توان یک سیستم ترکیبی دانست که در آن سیگنال های بازار آزاد شده اند، اما سیاست گذار همچنان برای حفظ تعادل زنجیره و جلوگیری از نوسانات شدید مداخله می کند. همین موضوع باعث شده فعالان بازار درباره اثر نهایی این تصمیمات دو نگاه متفاوت داشته باشند: برخی آن را زمینه ساز رشد قیمت و برخی دیگر عاملی برای شفاف تر شدن بازار می دانند. در ادامه هر دو سناریو پیش روی بازار را با هم بررسی خواهیم کرد:
سناریوی اول: افزایش قیمت فولاد؛ فشار هزینه ها بر بازار غلبه می کند
در سناریوی افزایشی، تغییر فرمول های بورس کالا می تواند به رشد تدریجی قیمت فولاد منجر شود. اتصال قیمت ها به بازار جهانی، حذف برخی فاصله های قیمتی، تعیین کف های قیمتی برای محصولات مختلف و افزایش نقش ارزش صادراتی، باعث می شود مسیر کاهش قیمت ها محدودتر شود. در چنین شرایطی، اگر قیمت جهانی فولاد، نرخ ارز یا هزینه های تولید افزایش پیدا کند، این رشد می تواند سریع تر از گذشته به قیمت پایه بورس کالا منتقل شود.
در صورتی که نگاهی به روند تغییر قیمت های بازار آهن داشته باشیم، خواهیم دید که قدرت نوسانات ارزی در بازار آهن بسیار بالا بوده و یک تغییر کوچک در ارز می تواند تغییرات بالایی را در بازار آهن ایجاد کند. در این سناریو، عواملی که می توانند مسیر صعودی فولاد را تقویت کنند عبارتند از:
- رشد نرخ ارز و افزایش انتظارات تورمی
- افزایش قیمت مواد اولیه زنجیره فولاد
- محدودیت عرضه تولیدکنندگان
- رشد قیمت جهانی فولاد و سنگ آهن
- افزایش رقابت خرید در بورس کالا
- کاهش فاصله قیمت داخلی با بازار صادرات

سناریوی دوم: کاهش قیمت یا ثبات بازار؛ رکود تقاضا مانع رشد می شود
در سناریوی دوم، با وجود تغییرات قیمت گذاری بورس کالا، رکود تقاضا می تواند اجازه رشد پایدار قیمت ها را ندهد. بازار فولاد در شرایطی قرار دارد که بسیاری از مصرف کنندگان نهایی، از بخش ساخت و ساز تا صنایع پایین دستی، با کاهش قدرت خرید و افت فعالیت اقتصادی مواجه هستند. در چنین شرایطی، افزایش قیمت پایه بورس کالا تنها زمانی می تواند به بازار آزاد منتقل شود که تقاضای واقعی توان پذیرش آن را داشته باشد.
از سوی دیگر، موجودی انبارها و مقاومت خریداران در برابر قیمت های بالاتر می تواند نقش ترمز را ایفا کند. اگر افزایش قیمت های بورس کالا با معاملات واقعی بازار هماهنگ نباشد، فروشندگان امکان انتقال کامل این رشد به مشتری نهایی را نخواهند داشت. همچنین در صورت افزایش عرضه توسط تولیدکنندگان یا کاهش نرخ ارز، فشارهای کاهشی می تواند بر اثرات افزایشی فرمول جدید غلبه کند.
در این سناریو، عواملی که می توانند مانع رشد قیمت فولاد شوند عبارتند از:
- رکود ساخت و ساز و کاهش مصرف واقعی
- ضعف قدرت خرید صنایع پایین دستی
- وجود موجودی کافی در انبارها
- کاهش رقابت در معاملات بورس کالا
- افزایش عرضه تولیدکنندگان
- ثبات یا کاهش نرخ ارز

توصیه به فعالان بازار
در مجموع، تغییرات جدید بورس کالا را می توان نقطه عطفی در مسیر قیمت گذاری فولاد دانست؛ چراکه از یک سو قیمت ها را به متغیرهای واقعی تری مانند بازار جهانی، میزان عرضه و تقاضا و عملکرد معاملات متصل کرده و از سوی دیگر با تعیین کف های قیمتی و محدودیت های کنترلی، اجازه کاهش شدید قیمت ها را محدود کرده است. اگرچه رکود تقاضا همچنان یکی از موانع اصلی رشد قیمت فولاد محسوب می شود، اما ترکیب عواملی مانند افزایش هزینه تولید، رشد قیمت مواد اولیه، محدودیت عرضه، تغییر مبنای قیمت گذاری و اثرگذاری نرخ ارز، در شرایط فعلی که عوامل افزایشی را سنگین تر کرده است. بنابراین، احتمال تداوم روند صعودی یا حداقل حفظ سطوح بالای قیمتی در بازار فولاد بیشتر از کاهش قابل توجه قیمت ها ارزیابی می شود.
با توجه به این شرایط، فعالان بازار آهن و صنایع مصرف کننده باید بیش از گذشته استراتژی خرید خود را مدیریت کنند. تصمیم گیری صرفا بر اساس انتظار کاهش قیمت می تواند در صورت تداوم روند افزایشی، هزینه تامین مواد اولیه را افزایش دهد. مدیریت موجودی انبار، خرید مرحله ای، بررسی روند قیمت های بورس کالا و توجه به متغیرهایی مانند نرخ ارز و هزینه تولید، می تواند ریسک افزایش قیمت را کاهش دهد. در شرایطی که بازار بین رکود تقاضا و فشارهای افزایشی قرار گرفته است، برنامه ریزی دقیق خرید می تواند نقش مهمی در کنترل هزینه ها و حفظ حاشیه سود فعالان زنجیره فولاد داشته باشد.